الملا فتح الله الكاشاني

62

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كسانى كه و بال كيد و مكر برايشان باز ميگردد و مقتول گردند دربدر و گرفتار شوند به عذاب ابديا آنكه ايشانند مغلوبان در كيد خود مأخوذ از كايدته فكدته و اين تقريع محتمل عموم و خصوص است پس وضع ظاهر در موضع ضمير براى تسجيل است بر كفر ايشان و دلالت بر آنكه موجب حكم مذكور كفر است نه غير آن و كيد خدا عبادتست از تدبيرى براى اولياى خود تا بسبب آن اعداى خود را مغلوب و مقهور گردانند * ( أَمْ لَهُمْ ) * آيا مر ايشانراست * ( إِله غَيْرُ اللَّه ) * معبودى بجز از خداى به حق تا يارى ايشان دهد و حراست ايشان نمايد از عذابى كه مكافات مكر ايشانست پس بجهة تنزيه خود مىفرمايد كه * ( سُبْحانَ اللَّه ) * منزه و مبراست خداى * ( عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * از آنچه شرك مىآرند بوى و بدانكه جميع امور مذكوره بعد از ام منقطعه الزام باشد مر عبده اوثان را براى مخالفت ايشان بقران و نگرويدن بوحدت ملك سبحان و نبوت خاتم پيغمبران و انكار بعث و نشور در آن جهان و بجهة فرط عناد و طغيان ايشان بود كه به حضرت رسالت ( ص ) ميگفتند فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ پارهء از آسمان بر سر ما فرود آر اگر در وعدهء عذاب صادقى حق سبحانه در جواب فرمود كه * ( وَإِنْ يَرَوْا ) * و اگر به بينند * ( كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ) * پارهء از آسمان * ( ساقِطاً ) * كه فرود آينده باشد بر سر ايشان * ( يَقُولُوا ) * گويند از فرط طغيان و محض استكبار كه اين نه قطعهء آسمانست بلكه اين * ( سَحابٌ مَرْكُومٌ ) * ابريست برهم نشسته و بهم چسبيده يعنى عناد ايشان تا غايتى است كه با وجود مشاهدهء آثار عذاب از كفر باز نه ايستند پس بجهة تهديد ايشان مىفرمايد كه چون حال ايشان در عناد و اصرار به اين مرتبه است * ( فَذَرْهُمْ ) * پس واگذار و دست بدار ايشان را و بمكافات كفر و عناد ايشان ارتكاب منماى * ( حَتَّى يُلاقُوا ) * تا وقتى كه ملاقات كنند يعنى به بينند از روى معاينه * ( يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيه ) * آن روز خود را كه در آن * ( يُصْعَقُونَ ) * هلاك كرده شوند از وقوع صاعقه برايشان و به هلاكت ابدى گرفتار مراد گردند مراد نفخهء اولى است كه در حين وقوع آن همهء خلايق هلاك شوند آن گه بطريق بدليت وصف اينروز ميفرمايد كه * ( يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ) * روزى كه نفع ندهد يعنى باز ندارد از ايشان * ( كَيْدُهُمْ ) * مگر ايشان * ( شَيْئاً ) * چيزى را از عذاب و عقاب * ( وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ ) * و نه ايشان يارى كرده شوند يعنى در آن روز هيچكس يارى ايشان نكند در دفع عذاب مراد روز قيامت است * ( وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ) * و بدرستى كه مر آنان راست كه ظلم كردند بر نفس خود يعنى كافر شدند * ( عَذاباً